• شماره ركورد
    941
  • دانشجو

    موسوي، سيده معصومه

  • رشته تحصيلي
    مهندسي معماري
  • عنوان

    طراحي مسكن اجتماعي در زواره با رويكرد ايجاد دلبستگي مكاني

  • چكيده
    خانه يكي از بنيادي ترين مكانها براي ادغام انديشه ها، خاطرات و رؤياهاي آدمي است. بدون آن انسان موجودي پراكنده است. به عبارت ديگر خانه هم جسم است هم روح. نخستين جهانِ آدمي است و به تعبير گاستون باشلار پيش تر از آنكه او به جهان افكنده شود، به » گهوارۀ خانه «سپرده شده است. تاريخ خانه، عامل اشتراك و همبستگي خانۀ ايراني در دوران مختلف اين سرزمين بوده و بهتر مي تواند زمينه ساز خانۀ امروز و فردا باشد بنابراين مي توان دريافت كه تلاشي صادقانه و مداوم لازم است تا بتوان خانه اي « درخور سكونت» بسان مركز جهان براي ساكنانش آفريد. بر اساس آمار اعلام شده از سوي مركز آمار ايران در نتيجه ي سرشماري نفوس و مسكن سال 1395، از جمعيت حدود 80 ميليون نفري كشور، حدود 24.2 ميليون خانواده برآورد شده و تعداد 22 ميليون مساكن به ثبت رسيده است، اين اعداد بيانگر حدوداً 2.2 ميليون كمبود مسكن در كشور است، اين در حاليست كه طي اعلام بانك مركزي حدود 44٪ از هزينه هاي خانوار صرف مسكن مي شود، با اين حساب براي خانوارهايي از دهك هاي اول و دوم درآمدي، حدود يك قرن زمان لازم است تا اين هزينه از سبد خانوارشان حذف شود. دولت ها با ساخت خانه و يا طرح هاي حمايتي، در دنيا با نام مسكن اجتماعي، سعي در حل اين معضل دارند. مسكن اقشار كم درآمد يا مسكن اجتماعي در طول دوران موجوديت، مشكلاتي از قبيل تمركز فقر و عميق تر شدن شكاف طبقاتي ايجاد نموده است. بررسي وضعيت اكنون مسكن اجتماعي در دنيا نشان مي دهد كه كشورهاي توسعه يافته از دوران ساخت مسكن مختص اقشار كم درآمد گذر كرده و در فكر توسعه ي مجدد مساكن اجتماعي با رويكرد اختلاط اجتماعي، براي اصلاح تمركز فقر و پيامدهاي آسيب ها و ناهنجاري هاي اجتماعي و افت كيفيت زندگي در اين مكان ها هستند. از طرف ديگر روند شتابان و نابه سامان رشد شهري، ازدياد مناطق بي هويت و فاقد امكانات و ظرفيت هاي لازم در اطراف شهرها، بسوي حذف بعد انساني از شهر پيش مي رود. پژوهش پيش رو سعي بر آن دارد تا با بررسي وضعيت مسكن بخصوص اقشار كم درآمد و تحليلي از مسكن اين اقشار در ايران و مسكن اجتماعي در جهان، با در نظر داشتن بعد كمي و تأكيد بر بعد كيفي به منظور دستيابي به شهر انساني، با ادراكات حسي انسان از فضا و مكان تا شهر، محله هاي ايراني را به سمت پايداري اجتماعي سوق دهد. در راستاي تحقق اين هدف، مطالعه حاضر با استفاده از داده هاي جمع آوري شده از ساكنان شهر زواره به آزمودن ميزان دلبستگي مكاني ،كه يكي از عناصر مهم پايداري اجتماعي مي باشد، پرداخته است. در اين تحقيق، 420 شركت كننده ساكن در شهر زواره مورد پرسشگري قرار گرفتند و داده هاي جمع آوري شده با استفاده از روش تحليل عاملي تائيدي و مدل معادلات ساختاري آناليز شدند تا مدل پژوهش را بيازمايند. نتايج اين آناليزها نشان داد كه دلبستگي مكاني، متشكل از ابعاد چهارگانه شناسايي شده هويت مكاني، دلبستگي عاطفي، وابستگي مكاني و پيوند اجتماعي با مكان مي باشد. علاوه بر آن، مدل معادلات ساختاري پژوهش حاكي از برازش خوب مدل بود و سبب شد تا با بهره گيري از اين مؤلفه هاي چهارگانه در جهت فراهم آوردن شرايط لازم براي ايجاد و تقويت دلبستگي مكاني ،كه از مهمترين عوامل كيفي زيستي مي باشد، در بافت جديد زواره كه مملو از يكسان و انبوه سازي هاي مسكوني بوده كه با بي توجهي به مطالبات ساكنين ساخته شده اند و هويتي بيگانه فارق از داشتن انس و الفت با محل زندگي را با خود به همراه آورده اند، به ارائه ي راهكارهاي پيشنهادي طراحي در يك محله مسكوني 46واحدي ، بپردازد.
  • استاد راهنما
    غفوريان، ميترا
  • سال دفاع
    1397
  • مشخصات ظاهري
    231ص.: شكل، جدول، نقشه، نمودار
  • عنوان به انگليسي
    Designing social housing in zavareh with create place attachment approach
  • تاريخ دفاع
    3/12/2019 12:00:00 AM
  • مقطع تحصيلي
    كارشناسي ارشد