شماره ركورد
813
دانشجو
صفوي پور، زهرا
رشته تحصيلي
مهندسي معماري
عنوان
طراحي مجتمع آموزشي و پرورشي به عنوان يك محيط يادگيري براي كودكان دبستاني بر مبناي " تفكر محوري "
چكيده
از ديرباز انتظار از نظام آموزشي آن است كه تصميم سازان فردا را تربيت كند و نسل هاي امروز را براي زندگي و جامعه ي فردا، آماده سازد. آموزش و پرورش به عنوان يكي از مهم ترين نهادهاي سياست گذار، بايد الزامات و مقتضيات زندگي فرد را بشناسند تا بتوانند دانش و بينش لازم را در نسل نو براي فعاليت در جامعه ي فردا، پرورش دهند. نحوه ي نگرش در آموزش و پرورش در سال هاي اخير دچار تحول اساسي شده است. در اين نظام هدف به جاي پرورش كودك متفكر، مطلع نمودن وي از ماحصل و نتايج تحقيقات ديگران است. اين روند حفظ محور علاوه بر اين كه فقط متأثر از نوع نظام و شيوه ي آموزشي باشد، به محيط كالبدي آموزش در مدارس فعلي نيز باز مي گردد. ساختمان هايي كه به عنوان مدارس ابتدايي از آن ها ياد مي شوند، اكثرا از لحاظ كالبدي معماري متناسب با نياز هاي كودكان نمي باشد و اساساً فضايي با طراوت براي زندگي كودكان نيستند؛ در نتيجه به جاي آن كه كودكان از همان سنين كودكي به تحقيق و تفكر روي آورند، نسبت به آن بي مبل و رغبت مي شوند. به گفته ي محققين، علي رغم مسائل ارثي، فراگيري كودكان در محيط مناسب ، تأثير مهمي در رشد هوش و پرورش استعداد و خلاقيت دارد.
بنابراين به نظر مي رسد بايد نسبت به مسائل آموزشي تغيير نگرش داد. اين اقدامات بايد از مدارس ابتدايي، اولين مكان هاي آموزشي فراگير كه كودكان با آن مواجه مي شوند، آغاز شود. يكي از اهداف اين تحقيق، نماياندن نگرشي جديد به آموزش و پرورش در طراحي معماري است؛ و به دليل آن كه قشر كودك در مستعدترين شرايط و بهترين وضعيت از جهت توان ذهني و جسمي براي يادگيري مي باشند، و تأثير آموزش بر آنان ماندگار تر است، محور برنامه ريزي براي طراحي قرار گرفته اند. جداي از عامل نخست، دليل ديگري كه باعث متفاوت بودن نگرش در اين تحقيق است، توجه به عامل كاهش سن افراد در تعليم علوم پيچيده در نسل جديداست. پديدهاي جديدي كه «ذهنهاي پروار» ناميده مي شوند. اين پديدهاي بيسابقه در تاريخ بشر است كه اين امكان را به نسل نو داده است تا قابليت يادگيري گستردهاي نسبت به سن خود داشته باشد. اين قابليت عمومي در نسل نو، تا آنجا پيش رفته است كه حتي مباحث استدلالي عميقي همچون مباحث فلسفي و حِكمي را به سادگي درمييابند. از اين رو در راستاي آموزش بر مبناي تفكرمحوري در حوزههاي عمومي، اكنون «فلسفه براي كودكان» پديدهي شناخته شدهاي است. فلسفه براي كودكان نيز از اين حيث اهميت دارد كه مسألهي «تصميمسازي»و«تصميمگيري» فردي و اجتماعي، در جوامع پيچيدهي امروزي، جايگاه مهمي دارد. اين در حالي است كه برنامه "فلسفه براي كودكان" در بيش از 100 كشور در حال انجام است. در اين نظام تفكرمحور، فراگيرنده تعاملي فعال با محيط آموزشي دارد، آن را تغيير مي دهد و خود از آن تاثير مي پذيرد.
فضاهاي آموزشي به صورت كنوني پاسخگوي چنين نيازي نيستند لذا نياز به بازنگري دارند. دستيابي به شاخص هاي كيفي و كمي جديد در طراحي مجدد آنها امري ضروري و لازم ميباشد. لذا هدف از اين پژوهش، طراحي كالبدي نوين براي فرآيند آموزشي و پرورش، با نزديك كردن كودكان به طبيعت و ايجاد محيط جذاب و دلخواه آنان، همراه با يك شيوه آموزشي صحيح كه باعث رشد تفكر خلاق در آنها شود مي باشد.
كليدواژه فارسي
آموزش و پرورش , تفكر محوري , كودك , محيط هاي يادگيري
استاد راهنما
اكبريان، محمدرضا
سال دفاع
1394
مشخصات ظاهري
144 ص.: مصور، جدول، نقشه
عنوان به انگليسي
The design of the educational complex and cultured as a learning environment for primary school children is based on the "pivotal thinking"
تاريخ دفاع
1/1/1900 12:00:00 AM
كليدواژه لاتين
Education , Pivotal thinking , the child , learning environments
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد