شماره ركورد
4415
دانشجو
بيگي، سيامك
رشته تحصيلي
عكاسي
عنوان نظري
مطالعه تطبيقي نقش عناصر اسباب صحنه در پرترههاي عصر ناصري و پرترههاي دوره ويكتوريايي ( بر اساس نظريه نشانه شناسي رولان بارت)
چكيده
پرتره همواره در تاريخ هنر و عكاسي، رسانهاي مؤثر براي بازنمايي هويت، قدرت و منزلت اجتماعي افراد بوده و بهويژه در دورههايي كه جوامع با گذارهاي فرهنگي و اجتماعي مواجه شدهاند، نقشي دوچندان در تثبيت يا بازآفريني گفتمانهاي مسلط ايفا كرده است. دوره ناصري در ايران و دوره ويكتوريايي در انگلستان، هر دو نمايندة لحظاتي تاريخي هستند كه در آن سنت و مدرنيته، در تنش يا تركيب با يكديگر، بستر توليد معنا در تصوير را شكل دادهاند. انتخاب اين دو دوره، نه به دليل شباهتهاي سطحي، بلكه به دليل تفاوتهاي بنيادين در ساختار قدرت، طبقه اجتماعي و رابطه با مدرنيته، امكان تحليلي تطبيقي و فرهنگي را فراهم ميسازد. هدف اين پژوهش، بررسي تطبيقي نقش و عملكرد عناصر صحنه، مانند پرده، صندلي، اشياي تزييني و زمينههاي بصري در پرترههاي عكاسي اين دو دوره بوده است؛ بنابراين اين پژوهش به دنبال پاسخگويي به اين پرسش اصلي است كه چگونه عناصر اسباب صحنه در پرترههاي عصر ناصري و پرترههاي ويكتوريايي نقشآفريني كرده و بيانگر تفاوتها و شباهتهاي فرهنگي، اجتماعي و هنري اين دو دوره تاريخي است؟ عناصري كه اغلب بهعنوان پسزمينه يا اجزاي ثانويه تلقي ميشوند، اما در اين تحقيق، بهمثابه نشانههاي حامل معنا مورد تحليل قرار گرفتند. چارچوب نظري پژوهش، نشانهشناسي رولان بارت است كه بر سه سطح دلالت (صريح، ضمني و اسطورهاي) در توليد معنا تمركز دارد؛ مدلي كه امكان رمزگشايي از لايههاي پنهان تصوير و پيوند آن با گفتمانهاي فرهنگي و تاريخي را فراهم ميسازد. روش پژوهش كيفي، توصيفي–تحليلي و مبتني بر نمونهكاوي هفت پرتره شاخص از هر دوره با اسباب صحنه بيشتر بوده است. يافتهها نشان داد كه عناصر صحنه در پرترههاي ناصري، بيش از آنكه بر فرديت تمركز داشته باشند، در خدمت تثبيت قدرت سلطنت و بازنمايي نظم سنتي–سياسي جامعه بودند؛ درحاليكه پرترههاي ويكتوريايي با اتكا به نمادهاي كلاسيك، اشياي فرهنگي و ژستهاي آزادتر، نمايانگر هويتي فردي، بورژوايي و زيباييشناختي بودند. در نتيجه، اسباب صحنه نهتنها زينتي، بلكه سازندة معنا و نشانههايي فعال در بازنمايي تفاوتهاي فرهنگي، اجتماعي و هنري در هر دو دوره محسوب ميشوند. اين پژوهش نشان ميدهد كه تحليل نشانهشناختي ميتواند خوانشي نو از پرترهها ارائه دهد و به فهم عميقتري از نسبت ميان تصوير، قدرت و فرهنگ در زمينههاي تاريخي متفاوت منجر شود.
كليدواژه فارسي
عكاسي پرتره , عصر ناصري , دوره ويكتوريايي , نشانه شناسي رولان بارت
عنوان عملي
احيا و بازسازي عكسهاي قاجار توسط هوش مصنوعي
استاد راهنما
آذري ازغندي، هادي
سال دفاع
1404
مشخصات ظاهري
102ص.: مصور
عنوان نظري به انگليسي
A Comparative Study of the Role of Set Elements in Qajar-Era Portraits and Victorian Portraits (Based on Roland Barthes’ Semiotic Theory)
كليدواژه لاتين
Portrait Photography , Props , Roland Barthes’ Semiotics , Qajar Era , Victorian Period , Comparative Study , Image Analysis
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
دانشكده
هنر