• شماره ركورد
    4397
  • دانشجو

    بني‌كريمي، سيد بهاور

  • رشته تحصيلي
    سينما
  • عنوان

    نسبت روايت در سينماي جاده‌اي ايران پس از انقلاب اسلامي با الگوي دراماتيك ايستگاهي

  • چكيده
    اين پايان‌نامه به بررسي نسبت روايت در فيلم‌هاي جاده‌اي سينماي ايران پس از انقلاب اسلامي با الگوي دراماتيك ايستگاهي مي‌پردازد. سينماي جاده‌اي از ديرباز به دليل مفاهيم متنوعي كه «جاده» و «سفر» قادر به انتقال آن‌ها بودند، در داستان‌ها و ادبيات مورد استفاده قرار گرفته است. علاوه بر اين، سفر به خودي خود فرصتي براي ايجاد تنش‌هاي دراماتيك و روايي را براي سازندگان آثار هنري فراهم مي‌كند. هدف اصلي اين پژوهش، بررسي فيلم‌هاي سينماي جاده‌اي ايران است كه علاوه بر حضور مؤلفه‌هاي شناخته‌شده‌ي ژانر جاده‌اي، از الگوي دراماتيك ايستگاهي و ويژگي‌هاي مربوط به آن پيروي كرده‌اند. اين پژوهش، سه فيلم طعم گيلاس (عباس كيارستمي، 1376)، خيلي دور، خيلي نزديك (رضا ميركريمي، 1383) و پذيرايي ساده (ماني حقيقي، 1390) را مورد تحليل و بررسي قرار داده است. اين سه اثر شناخته‌شده از سينماي جاده‌اي ايران، به‌وضوح از مهم‌ترين مؤلفه‌هاي ژانر جاده‌اي و الگوي دراماتيك ايستگاهي پيروي كرده‌اند. در اين پژوهش، مؤلفه‌هايي كه باعث شده‌اند اين آثار در زمره‌ي فيلم‌هاي جاده‌اي با الگوي دراماتيك ايستگاهي قرار بگيرند، معرفي شده‌اند. نتايج تحقيق نشان مي‌دهد كه جاده در فيلم‌هاي جاده‌اي با الگوي دراماتيك ايستگاهي، دريچه‌اي به روي درونيات و گذشته‌هاي فراموش‌شده و چه‌بسا سركوب‌شده‌ي شخصيت‌هاي اصلي اين فيلم‌ها است. شخصيت‌هايي كه اكثراً در سرگرداني و گمراهي قرار دارند و «عدم يقين» در جاي‌جاي رفتارشان ديده مي‌شود. علاوه بر اين، شخصيت‌هاي حاضر در ايستگاه‌هاي اين فيلم‌ها، همگي بازتاب‌دهنده‌ي بخشي از درونيات سركوب‌شده‌ي شخصيت‌هاي اصلي هستند. در نتيجه، با توجه به تعريف پيتر سوندي از الگوي دراماتيك ايستگاهي، فيلم‌هايي كه به دغدغه‌ها و مسائل درون‌شخصيتي انسان‌ها به‌عنوان درون‌مايه‌ي اصلي مي‌پردازند، مي‌توانند در الگوي دراماتيك ايستگاهي و ژانر جاده‌اي تعريف‌شده در اين پژوهش قرار بگيرند. اين فيلم‌ها با استفاده از ساختار ايستگاهي، نه‌تنها به بررسي درونيات شخصيت‌هاي اصلي مي‌پردازند، بلكه از طريق مواجهه‌ي آن‌ها با شخصيت‌هاي فرعي در هر ايستگاه، لايه‌هاي پنهان رواني و اجتماعي آن‌ها را نيز آشكار مي‌كنند. به طور كلي، اين پژوهش نشان مي‌دهد كه سينماي جاده‌اي ايران با استفاده از الگوي دراماتيك ايستگاهي، توانسته است به‌شيوه‌اي نوين به بررسي مسائل دروني انسان‌ها بپردازد و با ايجاد فضايي پرتنش و سرشار از عدم قطعيت، بيننده را به تأمل و تفسير رفتار شخصيت‌ها و رويدادها وادارد. اين رويكرد، نه‌تنها به غناي سينماي جاده‌اي ايران افزوده است، بلكه آن را به‌عنوان ژانري تأثيرگذار در سينماي جهان مطرح كرده است و به تحليل فيلم‌ها از منظري نوين، كمك كرد.
  • كليدواژه فارسي

    دراماتيك ايستگاهي , ژانر جاده‌اي , سينماي جاده‌اي ايران , فيلم‌هاي جاده‌اي پس از انقلاب , سفر , جاده , ايستگاه

  • عنوان عملي
    فيلم كوتاه «تقسيم طولاني»
  • استاد راهنما
    سجادي صدرريا، احمد علي
  • سال دفاع
    1403
  • مشخصات ظاهري
    121ص.:مصور(رنگي).
  • عنوان به انگليسي
    The Narrative Structure in Iranian Post-Revolutionary Road Cinema with the Stationedrama Pattern
  • كليدواژه لاتين
    stationedrama , road genre , Iranian road movies , post-revolutionary road movies , journey , road , station
  • عنوان عملي به انگليسي
    Production of the Short Film "Long Division"
  • مقطع تحصيلي
    كارشناسي ارشد
  • دانشكده
    هنر