شماره ركورد
3330
دانشجو
لشگري، مرتضي
رشته تحصيلي
سينما
عنوان
تحليل فلسفي مفهوم شر در سينماي ديويد فينچر، بر پايۀ تئوديسۀ جان هيك
چكيده
بههمانميزان كه شكلها و گونههايي نوين از قهرمان (همچون «قهرمان تراژيك»، «قهرمانِ دغلباز» و «قهرمان كاتاليزور») در تعريفهاي تئوريك جاي خود را باز كردهاند، تعريفهاي كلاسيك از «آنتاگونيست» نيز- كه دربرگيرندۀ «فرد»، «گروه و جامعه» و «طبيعت» و حتّي «تقدير و سرنوشت» بودهاند- جاي خود را به دستهاي از تفسيرهايي نوين دادهاند كه مدّعياند بهجاي بهرهگيري از نيروهايي بازدارنده همانندِ «گروه»، «جامعه»، «انديشه و باورِ گروهي» و همچنين «فاجعۀ طبيعي» بهتر است كه «آنتاگونيست»، «فرد» باشد و نمايندۀ نيروي شر خود را در قالب و پوششِ فرد يا افرادي عرضه و نمايان كند. در پاسخ به «مسئلۀ شر» يكي از پاسخهايي كه خداباوران ارائه ميكنند، مفهومِ «تئوديسه» است. اين مفهوم- در حقيقت- دفاعيهايست براي عدلِ الهي. هدف از بيانِ مفهومِ «تئوديسه»، ارائۀ توضيحي پذيرفتني يا معقول براي اين است كه چرا خداوند، «شر» را روا ميدارد. پايهگذارِ واژۀ «تئوديسه»، «لايبنيتس» (1716-1646) است. نگرهاي كه لايبنيتس پايهگذار آن شد، در تاريخ تحول فلسفه به دست«جان هيك»، فيلسوف آنگلوساكسون و معاصر آمريكايي، به درجهاي از اختيار خودجوش و خودمحور انساني رسيد كه تطبيقش همتراز مفاهيمي چون مدرنيته، روانكاوي و صنعتي شدن روزگار براي دستيابي به قرابتهاي معنايي كنش خودمختار فرد و كاراكتر درون درام صنعتي سينمايي با مفاهيم ياد شده است. ميانِ فيلمسازانِ سينماي نوين، يكي از كسانيكه همواره «مسئلۀ شر»- در پوشش و قامتِ جبهۀ «آنتاگونيست»ِ درامهاي آثارش- بهشكلهايي گوناگون خود را نشان داده، «ديويد فينچر» است. تفاوتي نميكند كه او فيلمنامهاي از «استيون زايليان» - با عنوانِ «دختري با خالكوبي اژدها» - را براي خلقِ جهاني سينمايي انتخاب كند و نقشِ «شر» را در قامتِ خانداني سرمايهدار- با انديشههايي نزديك به نگرۀ «نئونازيسم» برگزيند و يا در شهري نامتعيّن و «متروپوليس»وار در فيلمِ «هفت» ، «شر» در قالبِ يك قاتلِ زنجيرهاي- كه برپايۀ آموزههاي عهدِ عتيق و جديد دربارۀ «هفت گناهِ كبيره» قربانياناش را برميگزيند- خود را نمايان ميكند. با اينكه «ديويد فينچر»- تا به امروز- فيلمنامۀ هيچيك از يازده اثرِ سينمايياش را خودش ننوشته، امّا با واكاويِ تماتيكِ روايتِ سينماييِ فيلمهايش ميتوان به اين رگۀ مشترك رسيد كه همواره گونهاي از الزام به نكوهشِ اخلاقي نسبت به كاراكترهاي كُنشگر و كردارهاي آنان- چه در قطبِ آنتاگونيستِ درامِ آثارِ او و چه حتّي در جبهۀ پروتاگونيستِ فيلمهايش- به چشم ميآيد. اين الزام- در حقيقت- همان مفهومِ «دفاع از اختيار» است؛ زيرا سواي شخصيتهاي برآمده از جبهۀ پروتاگونيست در فيلمهاي «ديويد فينچر»- كه ميكوشند با رسيدن به گونهاي از آزاديِ عمل، دستِ تقدير و سرنوشت را كنار بزنند- «آنتاگونيست» و نيز كاراكترهاي تشكيلدهندۀ «جبهۀ شر» در سينماي «ديويد فينچر»، همهوهمه، ويژگيهايي زميني و ايندنيايي دارند و يكبهيكشان- با هر انديشهاي و در هر جايگاه و نقشي دراماتيك كه براي خود برميگزينند- برپايۀ اختيار و آزاديِ خود دست به كُنشهايي شرارتبار ميزنند.
كليدواژه فارسي
شر , آنتاگونيست , اختيار , تئوديسۀ , جان هيك , ديويد فينچر
عنوان عملي
نور
استاد راهنما
نوريپرتو، اميررضا
سال دفاع
1403
مشخصات ظاهري
100ص.
عنوان به انگليسي
A philosophical analysis of the concept of evil in David Fincherʹs cinema, based on John Hickʹs theodicy
كليدواژه لاتين
Evil , Antagonist , Authority , Theodicy , John Hick , David Fincher
عنوان عملي به انگليسي
Light
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
دانشكده
هنر