شماره ركورد
2274
دانشجو
نيك بخت جم، فاطمه
رشته تحصيلي
پژوهش هنر
عنوان
بازتاب طبقات اجتماعي در آثار يوهانس ورمير
چكيده
تاريخ به صورت سلسله وار و متداوم از دوره اي به دوره ي ديگر در حال گذار مي باشد و وقايع تاريخي هر دوره اعم از تغييرات و تحوّلات حاصل از انقلاب هاي گوناگون، اختراعات، اكتشافات، جنگ ها و … بر تمامي جوانب و مناسبات اقتصادي، اجتماعي، اعتقادي، سياسي، علمي، فلسفي، فرهنگي، هنري و … دوره هاي پس از خود بسيار تأثيرگذار بوده اند؛ و ما از طريق مراجعه به اسناد و مدارك مكتوب موجود و دانش تاريخي كه پيرامون اين وقايع به وسيله ي تاريخ نويسان، پژوهشگران و محققّان، نويسندگان، جامعه شناسان و … به ثبت رسيده اند، نسبت به اين وقايع و تحوّلات تاريخي دوره هاي پيشين آگاهي پيدا مي كنيم.
گاهي لازم است جهت اثبات تأثيرگذاري نتيجه ي يك تحوّل تاريخي در يك بازه زماني مشخّص، دوره هاي پيش از آن مورد بررسي قرار گيرند، زيرا همانطور كه پيش تر توضيح داده شد وقايع تاريخي هر دوره بر دوره هاي پس از خود تأثيرگذار هستند.
سير تاريخ شكل گيري غرب باستان كه سرآغاز آن از حدود قرن 8 قبل از ميلاد و از سرزمين يونان بود، بر دوره هاي پس از خود تأثير بسزايي داشته است و پس از گذار از عالم غرب قرون وسطيٰ، عالم غرب مدرن تجلّي يافت. عالم غرب مدرن از حدود سده هاي پانزدهم و چهاردهم ميلادي و از سرزمين ايتاليا به صورت رسمي آغاز شد و رنسانس به معناي زايش دوباره در اين دوره اتّفاق افتاد و به تدريج به تمامي سرزمين هاي اروپا بسط پيدا كرد و بر تمامي مناسبات اقتصادي، اجتماعي، فلسفي و به خصوص هنري سده ي پانزدهم اثرگذار بود. هر دوره ي تاريخي نيز داراي عقل مختص به خود مي باشد، عقل حاكم بر عالَم غرب مدرن، عقل مدرن يا عقل اومانيستي مي باشد كه داراي صورت هاي گوناگون است، صورت قاعده مند آن كه در دوره ي مدرن تجلّي يافت، صورت عقل دِكارتي است و مهم ترين ويژگي آن سوبژكتيو بودن اين عقل مي باشد، به اين معنا كه اومانيستي است و محوريّت عالَم را انسان مي داند، اين انسان محوري بر تمامي جوانب دوران مدرن تأثيرگذار بود. اين سده تحت تأثير اصول سلطه انديشي دِكارتي «عصر عقل و خرد» نام گرفت. رنسانس سده ي پانزدهم از سده ي شانزدهم كه به دوره ي گذار معروف است عبور كرد و بر سده ي هفدهم به خصوص بر شكل گيري مكتب هنري اين سده كه باروك نام دارد تأثيرات فراواني گذاشت و مدرنيته كه به طور رسمي از سده ي پانزدهم ميلادي ظهور پيدا كرده بود، به صورت كامل تري در سده ي هفدهم نمايان شد. سرزمين هاي مختلف غرب از لحاظ مناسبات اقتصادي، اجتماعي، عقايدي و سياسي، علمي، فلسفي و هنري در سده ي هفدهم دچار تغييرات بسياري شدند. هلند سرزميني بود كه پس از عبور از انقلاب ها، جنگ ها و دشواري هاي فراوان در اواسط قرن شانزدهم به رسميّت شناخته شد و در اواسط قرن هفدهم دولتي قدرتمند و پر رونق بود. هلند در قرن هفدهم در دوران طلايي خود به سر مي برد و در اين دوره هنرمندان بسياري در اين سرزمين وجود داشتند كه هنر آن ها بيانگر روح حاكم بر زمانه ي آن ها بود، از ميان اين هنرمندان يوهانس ورمير، هنرمندي از شهر دِلفت و بررسي تأثيرات وقايع اجتماعي زمانه ي وي بر آثارش هدف اصلي اين پژوهش مي باشد.
كليدواژه فارسي
طبقات اجتماعي , يوهانس ورمير , يوهانس فرمير , غرب مدرن , باروك , مدرنيته , عقل دكارتي
استاد راهنما
زرشناس، شهريار
استاد مشاور
حاجي سليمي، آزاده
سال دفاع
1403
مشخصات ظاهري
141ص.: مصور (بخشي رنگي)
عنوان به انگليسي
The Reflection of the Social Classes in the Artworks of Johannes Vermeer
كليدواژه لاتين
Social classes , Johannes Vermeer , Johannes Vermeer , Modern west , Baroque , Modernity , Descartes wisdom
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد
دانشكده
هنر