شماره ركورد
2125
دانشجو
سياهپور، پيمان
رشته تحصيلي
سينما
عنوان نظري
بررسي سير تحول بازنمايي روانپريشي در سينماي ايران از منظر نشانهشناسي فرهنگي
چكيده
فرهنگ مقولهاي پيچيده و بحث برانگيز است كه از عناصر گوناگوني تشكيل شده است. فرهنگ را ميتوان به عنوان مجموعهاي از باورها، قوانين، دانشها، آداب و رسوم، ارزشها، حقوق و عادتها تعريف كرد. بر اين اساس فرهنگ با زندگي انسان پيوند ناگسستني داشته و ميتواند بر تمامي ابعاد آن اثر گذار باشد. در اين ميان به دليل فزوني و پيچيدگي روابط انسان با جامعه و فرهنگي كه در آن زندگي ميكند، نميتوان تأثير فرهنگ را بر رفتار آدمي و به تبع آن بر بروز اختلالات رواني ناديده گرفت. بنابراين يكي از مفاهيم مهم قابل بررسي، رابطه بين فرهنگ و اختلالات رواني ميباشد. به نظر نگارنده، از آنجايي كه سينما با هر دو مفهوم روابط گسترده و عميقي دارد، يكي از راههاي بررسي اين رابطه ميتواند مطالعۀ آثار سينمايي باشد. يوري لوتمان از جمله متفكراني است كه سينما را به عنوان متن فرهنگي در نظر ميگيرد كه ميتوان آن را با تكيه بر بايستهها و خردهنظريههاي نشانهشناسي فرهنگي مطالعه كرد. او با وضع مفاهيمي همچون «نظام الگوساز اوليه»، «نظام الگوساز ثانويه» و «سپهر نشانهاي»، چارچوبهاي نظري قابل توجهي را براي مطالعۀ تطبيقي متنهاي سينمايي و بررسي ارتباطات دروني عناصر آنها در يك مقطع خاص زماني فراهم آورد. از اين رو، در اين پژوهش، نشانهشناسي فرهنگي به عنوان بنيان نظري و روششناختي يوري لوتمان و همكاران وي در مكتب تارتو-مسكو، با هدف مطالعۀ نقش فرهنگ در بازنمايي روانپريشي در سينماي ايران انتخاب ميشود تا به اين پرسش پاسخ داده شود كه مؤلفهها و عناصر نشانهايِ بازنماييِ روانپريشي در متون سينماي ايران بر كدام مختصات، فرايندها و پديدههاي زيرساختي فرهنگي در جامعۀ ايران دلالت دارند؟ پيكره مطالعاتي ما در اين تحقيق شامل فيلمهاي توليدي در بازۀ زماني سالهاي 1340 تا 1399 در سينماي ايران است؛ كه با استفاده از روش استاندارد در پژوهشهاي كيفي از هر دوره يعني دورۀ پهلوي، دهۀ شصت، هفتاد، هشتاد و نود خورشيدي چند فيلم با روش نمونهگيري موارد مطلوب كه با موضوع و اهداف پژوهش تناسب بيشتري دارند، براي بررسي معيارهاي مورد سنجش اين تحقيق انتخاب گرديده است. فيلمهاي منتخب هر دوره، در ابتدا در يك رويكرد همزماني به عنوان يك سپهر نشانهاي مورد بررسي قرار ميگيرند و در ادامه سير تحول سپهر نشانهايِ بازنماييِ روانپريشي در دورههاي مختلف مطالعه ميشود. تحليل نشانهشناختي فرهنگي تصوير روانپريشي در سينماي ايران در اين پژوهش نشان ميدهد كه آنچه تحت عنوان روانپريشي در سينماي ايران بازنمايي شده، بهطور كلي روايت انسانهاي آسيب ديده از مسائل فرهنگي و اجتماعي محسوب ميشود كه بنابر درك و دريافت فيلمسازان از جهان پيراموني خود، دست به عصيانگري زده و گاه خود و ديگري را قرباني عصيان ميكنند. در اين دسته از فيلمها ميتوان دو الگوي كلان از بازنمايي روانپريشي را شناسايي كرد: تا پايان دهۀ هفتاد خورشيدي الگوي اول يعني «روانپريشي ناشي از تضادهاي فرهنگي» كه در آن روانپريشي بيش از هر چيز ناشي از وجوه مختلف تقابل و تضاد سنت و مدرنيته در جامعه و پيامدهاي آن مانند تبعيض فرهنگ حاكم و نظام ارزشي پذيرفته شده در بين گروههاي اجتماعي بسته به عواملي مانند جنسيت و طبقۀ اجتماعي است، تصوير غالب است؛ و از ابتدايي دهۀ هشتاد خورشيدي الگوي دوم يعني «روانپريشي ناشي از استبداد فرهنگي» كه در آن روانپريشي محصول گونهاي انسداد حاكم بر قلمروي جامعه و امراض آن مانند فردگرايي، ناديده گرفتن حقوق اقليتها، انفعال، نظم منحط، نهادهاي مزاحم و گسستگي اجتماعي است، جايگزين تصوير اول ميشود.
كليدواژه فارسي
فرهنگ , سينما , روانپريشي , نشانهشناسي فرهنگي , سپهر نشانهاي
عنوان عملي
فيلم كوتاهِ «درون حصار»
استاد راهنما
روحاني، علي
سال دفاع
1402
مشخصات ظاهري
211ص.: مصور (بخشي رنگي)، جدول، نمودار
عنوان نظري به انگليسي
Studying the Evolution of Representation of Psychosis in Iranian Cinema Based on Cultural Semiotics
كليدواژه لاتين
Culture , Cinema , Psychosis , Cultural Semiotics , Semiosphere
عنوان عملي به انگليسي
Inside the Wire
مقطع تحصيلي
دكتري
دانشكده
هنر