شماره ركورد
1867
دانشجو
بندگي، الناز
رشته تحصيلي
هنر اسلامي
عنوان
تحليل ساختاري نگارههاي مرتبط با شخصيت جمشيد در ادوار تيموري و صفوي
چكيده
هنر نقاشي و تصويرگري در ايران همواره وامدار ادبيات و اساطير بوده است از همينرو شاهنامههاي مصور جايگاه و نقش ويژهاي را در تاريخ مصورسازي ايفا ميكنند. شاهنامهي فردوسي يكي از مهمترين آثار ادبيات ايران و همچنين حافظهي تاريخي و زباني اين سرزمين است. در طول دوران هنرمندان نگارگر با تصوير كردن داستانهاي شاهنامه با محوريت شاهان اساطيري در كنار تاثيرپذيري از ويژگيهاي زمانه به ثبت اين روايات كهن در اذهان مردمان كمك كردهاند. يكي از مهمترين و پرآوازه ترين اين شخصيتهاي اساطيري جمشيد شاه است. بايد در نظر داشت كه رابطهي ميان نقاشي و ادبيات از سطح رابطهي صرف ميان متن و تصوير فراتر است. اين متون تصويري داراي پيوندهاي صوري و محتوايي انكار ناشدني با متون نوشتاري و ادبي هستند كه همين ويژگي آنها امكان انواع نقدهاي محتوايي را براي پژوهشگر امروزي فراهم ميكند. از آنجا كه هنر هر دورهاي، بازتاب فرهنگ و دانش جامعه در آن عصر بوده، مطالعهي بصري اين نگارهها در باشكوهترين اين ادوار يعني دوران تيموري و صفوي ميتواند ديدگاهي جديد پيرامون سير تكوين انديشهي هنري- فرهنگي دوران نشان دهد. در شاهنامهنگاري هنرمند نقاش با كمرنگ و يا پررنگ كردن بخشهاي خاصي از متن، به وسيلهي تاكيدهاي بصري، اثري تازه با بياني منحصر به خود خلق ميكند كه گاه حتي از ديدگاه و جهان بيني شاعر هم فراتر ميرود. زماني كه گزينش موضوعات تصويرگري را كنار هم ميگذاريم، الگويي را نشان ميدهند كه شايد تعبير به پيام نسخهي شوند. حال با پژوهش در موضوعات يا شخصيت هايي واحد از نسخههاي متعدد از شاهنامههاي مصور و كنكاش در جزئيات آنها امكان درك و دريافت اين پيام براي ما بيشتر ميشود. در اين پژوهش كاوش و مداقه در 9 نگاره بر مبناي سه موضوع مشترك در متون اوستايي، پهلوي، ودايي، متون اسلامي و شاهنامه فردوسي، يعني «جلوس»، «تقسيم حِرَف» و «نوروز»، محور اصلي پژوهش است. با استفاده از مباني نظري نقد ساختاري، نگارههاي مورد نظر از ديدگاه ساختارگرايانه، هم از نظر تطبيق هنري و هم به لحاظ تطبيق با متن ادبي، مورد واكاوي و تحليل قرار گرفتهاند. هر چند اصل پژوهش بر اساس روايت شاهنامه استوار است اما از آنجا كه در نقد ساختارگرايانه با در نظر گرفتن جميع روايات هر اسطوره در پي يافتن قواعد ساختاري و تغييرناپذير آنها هستيم، بنابراين براي يافتن صورت هاي گوناگون روايت، تمام منابع كهن پيش و پس از اسلام بررسي شدهاند. مرحلهي اول به تحليل بصري نگارهها و تحليل ساختاري آنها پرداخته شده و در مرحلهي دوم جستجو براي دستيابي به الگو و وجوه ساختاري مشترك در نگارهها انجام شده و مرحلهي آخر، همسو با هدف پژوهش به مقابلهي متن و نگاره و ميزان وفاداري نگارگر به متن ادبي پرداخته شده است. نتايج بهدست آمده از اين پژوهش نشان از وجود ساختارهاي بصري مشترك در نگارههايي با موضوعات يكسان است كه به فراخور مضمون و پيام نگاره تغييرپذيراند. همچنين با مقابلهي تصاوير با تمام متون در دست بررسي اين نتيجه حاصل شد كه منبع الهام اصلي نگارگران براي تصوير كردن نگارهها، شاهنامهي فردوسي بوده است كه هنرمندان به ميزان قابل توجهي وفادار به تصوير كردن هر آنچه در متن آمده، بودهاند.
كليدواژه فارسي
تحليل ساختاري , شاهنامه , جمشيد , نگارگري , تيموري , صفوي
استاد راهنما
هوشيار، مهران
استاد مشاور
ميرمبين، رضا
سال دفاع
1400
مشخصات ظاهري
ن، 223 ص.: مصور، جدول
عنوان به انگليسي
Structural analysis of paintings related to Jamshid's character in Timurid and Safavid eras
كليدواژه لاتين
Structural analysis , Shahnameh , Jamshid , Nagargari , Timuri , Safavi
مقطع تحصيلي
كارشناسي ارشد